نی نی باهوش

سلام به همه نی نی های ناز و مامانهای مهربونشونقلب

خوبید؟ نی نی هاتون خوبند؟ خدا رو شکر...

خب بریم سر اصل مطلب...

فاطمه کوچولومون خیییییییییییلی ناز و خوردنی شدهخوشمزه  صبح ها از خواب پا میشه و می بینه مامانش نیست. بعد می زنه زیر گریه و همینطوری که داره منو به اسم کوچیکم صدا می زنه گریه کنان میاد تو اتاقم و تا من بغلش نکنم آروم نمیشه بعدش هم میره سراغ تی وی و برا خودش سی دی می ذاره!  چندین ماهه که خودش میره برا خودش سی دی می ذاره و می شینه نگاه می کنه  خییییییییییلی بامزه است! یه آلبوم سی دی خوشگل داره و همه سی دی هاشو می ذاریم تو اون. می شینه پاهای کوچولوشو دراز می کنه و آلبوم (به قول خودش آلموم!) رو می ذاره رو پاهاش و ورق می زنه و وقتی سی دی مورد نظرشو پیدا می کنه یه دفعه به هیجان میاد و میگه این! بعد هم می دوه میره می ذاره تو دستگاه و صندلی کوچولوشو می ذاره جلوی تی وی و می شینه به نگاه کردن. الهی قربونش برم که همه کارهاش خوردنیهبغل

خانم کوچولوی ما روزی صد رکعت هم نماز می خونه! جدیداً به نماز قشنگ میگه نماز. قبلاً میگفت الله. تا صدای اذان یا قرآن میاد سریع میره یه مهر بر میداره و یه روسری هم می ندازه تو سرش و نماز می خونه. سجده ش هم به صورت کاملاً افقیه در حالی که دهنشو می ذاره رو مهر و زیر لب یه چیزهایی میگهچشمک

هر روز هم ماشاالله کلمات جدید میگه که انقدر زیادن که یادم نمی مونه بنویسم! تقریباً همه کلمات رو میگه. دیروز اومده کتابشو می ده دست من و هی میگه بگیر! یا وقتهایی که میره تو حمام هی داد می زنه باز کن، باز کن! یعنی شیر آبو باز کننیشخند  بچه م خیلی تمیزه و عاشق حمامه. قربونت برم کوچولوی من10100000

یه کار بامزه دیگه که می کنه و دلم میخواد قورتش بدم اینه که هر چی بهش میگم می خوای سرشو میاره بالا و یه نچ بامزه میگه که با احساساتم بازی می کنه! بهش میگم فاطمه بیسی (بیسکویت) می خوای؟ میگه نچ... خاله جون سی دی آلیس می خوای برات بذارم؟ نچ... خاله ای از این بَه ها (خوراکی) می خوای؟ نچ... انقدر قیافه اش بامزه میشه در حال نچ نچ کردن که دلم میخواد درسته قورتش بدم

انقدر کارهای بامزه میکنه که همش یادم نمی مونه اینجا بنویسم... دیروز شوهر خاله بزرگه داشت با فاطمه تلفنی حرف می زد. به فاطمه گفتم عمو محمد پاش اوف شده. فاطمه مهربون من هی تلفنو ناز می کرد و می گفت ناسی ناسی. بچه م خیلی مهربونه. بعضی وقتها یه دفعه میاد هی بغلم می کنه، نازم می کنه، بوسم می کنه... الهی قربونت برم خاله. هر موقع یکی بهش میگه فاطمه تو که منو دوست نداری! اونم احساساتی میشه و میاد آدمو بغل می کنه و می بوسه. کلاً خیلی بچه احساساتی و مهربونیه02300000

اینجا عروسی پسرخالمه هفته پیش که فاطمه خانم خیلی ناز شده بود و حسابی هم بهش خوش گذشتSmiley عاشق این بود که بره اون بالا تو جایگاه عروس! هی وسط عروسی داد می زد بالا، بالا! یعنی منو ببرید اون بالا!

ببخشید که عکسها خیلی خوب نیست. آخه خانم خانما نمی ذاره ازش عکس بگیریم که! ما هم باید ناغافل عکس بگیریم. عاشق اینه که دوربین رو بگیره دستش. نمی دونید تو عروسی چه کارهایی می کرد تا دوربین رو بدیم دستش! هی گریه می کرد و می گفت دوربین دوربین! وقتی دادیم بهش آروم شد

اینجا هم نشسته رو میز خاله و داره فضولی می کنه

یه خنده خوشمزه

نی نی مون ماشالله حافظه ش خیییییییییییییلی خوبه! یعنی یه وقتهایی از تعجب شاخ در میاریم! یه چیزهایی یادشه که ما یادمون نیست! مثلاً تو یه مجله عکس یه عالمه بچه بود با اسمهاشون. مامانم داشت اسم بچه ها رو به فاطمه می گفت. بعد از چندین هفته خاله بزرگه مجله رو برداشت و همینطوری الکی به فاطمه گفت مثلاً امیرعلی کو؟ در کمال تعجب فاطمه سریع عکس امیرعلی رو نشون داد!!! بعد خاله بزرگه هی اسم بچه ها رو می گفت و فاطمه همه رو درست نشون می داد!!! بعد خیلی جالب بود. دو تا بچه بودن که اسمشون ابوالفضل بود. خاله بزرگه گفت ابوالفضل کو؟ فاطمه هر دو تاشونو نشون داد و گفت 2!!! ما همه دهنمون وا مونده بود که این بچه چقدر هوشش خوبه یه بار هم چند وقت پیش رفتیم خونه خاله بزرگه که طبقه بالای مادرشوهرش زندگی می کنه. مادرشوهرش اینا یه مرغ مینا داشتن تو قفس. بعد از چند وقت که دوباره رفتیم خونه خاله بزرگه، داشتیم از پله ها می رفتیم بالا، همین که رسیدیم جلوی واحد مادرشوهر خاله بزرگه یهو فاطمه گفت مینا!! یعنی حتی طبقه شون رو هم می دونست!!!تعجب ای خدا آخه ما چی کار کنیم با این بچه باهووووووووشماچ

اینجا هم فاطمه خانم مشغول فضولیه

 هر موقع فاطمه یه مسجد می بینه یا تو تی وی حرم می بینه یا هر چی که گنبد داشته باشه سریع میگه مشهد! میگم فاطمه مردم تو مشهد چی کار می کنن؟ دستهاشو میاره بالا به صورت دعا و زیر لب یه چیزهایی میگه! الهی قربونت برم که همه حرکاتت آدمو دیوونه می کنه. همه عاشقتن خاله جونبغل

چند روزیه فاطمه پستونکهاشو پیدا کرده و برا مسخره بازی یکسره پستونک می خوره یاد کوچولوییهاش میفتم که چقدر با پستونک ناز و خوردنی می شد

خلاصه که خانوم کوچولوی ما که چیزی هم به تولد دو سالگیش نمونده، خیلی باهوش و خانوم شده و امکان نداره کسی ببیندش و عاشقش نشه

راستی سیسمونی خاله بزرگه هم تقریباً تکمیل شده و همین روزها تخت و کمدش رو هم میارن و انشاءالله بعد از ماه رمضون سیسمونیشو می چینیم. آخ جون یه نی نی دیگه حسابی خونه مون شلوغ میشه

بای بای

/ 10 نظر / 53 بازدید
نسترن(مامان نیروانا)

فاطمه جون هزار تا بووووووووس برای شما که اینقدر ماهی...دخملی شیرین زبون و مهربون و باهوش من...حسابی خوش بگذرون عزیز خاله که یک نی نی دیگه داره می یاد[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

فرشته ماما ن امین رضا

سلام خاله کوچیکه چقدرماشااله برای خوش خانمی شده وباهوش[قلب]خداحفظش کنه. مبارکه نی نی جدید[هورا] رقیب داره میادفاطمه جون [چشمک] ببوسش وبه خاله بزرگه سلا مبرسون[ماچ] عکسامم زیباوعالی بوذن مرسی [گل]

مامان النا

خوشبختم از آشنائی تون ............ خواهر زاده تون خیلی جیگره هااااا ..... خوش بحالش که خاله هائی به این مهربونی داره ........ خدا برای هم دیگه حفظتون کنه

زهرا مامان پارمین

ای جانـــــــــــــــم به این دخمل باهوش و شیرین زبون... قدم نی نی توراهی هم مبارک باشه

مامانی طاها

جاااااااااانم دخملی باهوش و زرنگ حتما به خاله کوچیکه رفته هزار ماشاالله قدم نی نی جدیدتون هم پیشاپیش مبارک.[قلب][ماچ]

عسل

واي ماشاالله چقدر باهوشه این خانم خوشگل . از اون خنده خوردنیش ناخوداگاه خندیدم خیلی گله لطفا از طرف من ببوسینش .قدم جگرطلای دومی هم پیشاپیش مبارک

mAhyA

عزیزمممممم...خیلی پست قشنگی بود... ماشالله به فاطمه کف کردم که اسم همه بچه ها رو تک به تک یادش مونده بود ماااااشالله[قلب]

لیلی سا

خاله کوچیکه از نی نی جدید عکس نمی ذاری برامون دلم آب شد خب!!!!